محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
433
خلاصة الحكمة ( فارسى )
قوّت نيست ، آن نيز بر دو نوع است : يا با آن ، قوّت مسهله است . و آن نيز بر سه نوع است : يا قوى است ، يا متوسّط ، يا ضعيف . امّا قوى را تأثير به صورت و كيفيت است با هم . و اين را « دواى مسهل ذو الخاصّيّة » نامند . و امّا متوسّط را تأثير به كيفيت و صورت است با هم به حدّ توسّط . و اين را « دواى مسهل » گويند . و امّا ضعيف را اكثر تأثير به كيفيت و مادّه و صورت هر سه است و ليكن « 1 » همه ضعيف و ناقص ؛ خصوص صورت . و اين را « دواى ملين » نامند . [ فايده ] : و ببايد دانست كه غذا و همچنين دوا ، صاحبان مادّه و كيفيت و صورتاند . و مادّه و صورت هر دو جوهراند و كيفيت ، عرض . و عرض ، يا عارض صورت است و آن ، حرارت و برودت است كه از كيفيات فاعلهاند و يا عارض مادّه و آن ، رطوبت و يبوست است كه از كيفيات منفعلهاند . [ فايده ] : و توليد غذا از مادّه است . و تأثير دوا از كيفيت است در اكثر احوال و « 2 » گاه به صورت و گاه به هر دو . و خاصيت ، البتّه به صورت است كه عبارت از صورت نوعيه است « 3 » . و غلبه و تأثير ، يا به يكى از آن امور ثلاثه است به تنهايى ، و يا به دو از آنها ، و يا به هر سه از آنها به تركيب ؛ به حسب تساوى و يا عدم تساوىشان با هم ؛ مثلًا : در « دواى مطلق » ، قوى و غالب و زايد كيفيت است و دو ديگر مغلوب و ضعيف و در « ذو الخاصيّة » ، صورت قوى و غالب و زايد است ، و بر همين نسبت در « غذاى دوايى » و « غذاى ذو الخاصيّة » و غيرها . و به جهت اشاره بدين معنى آن را مقيد به ذكر نموده [ و ] غذاى دوايى و دواى غذايى و دواى فادزهرى و دواى سمّى و امثال اينها نامند . [ فايده ] : و بدان كه مادّه ، فى الحقيقة فاعل نيست ، بلكه قابل است و فاعل ، صورت است ليكن چون قابل صورت عضوى است و مادّهء نشو و نما است ، لهذا به مجاز آن را فاعل نيز نامند .
--> ( 1 ) . الف : لكن . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 3 ) . ب : باشد .